مادر بزرگم نان مي پخت، تنوري داشت در حياط خانه اش و نان مي پخت، چقدر هم خوشمزه بود، خودش مي گفت: نان خلفا( به ضم خ). هميشه اول تنورش را گرم مي کرد، گرم هم شايد نه، داغ. و در جواب من که چرا اينهمه اصرار بر داغ بودن تنور دارد، مي گفت: تنور که داغ نباشد، نان را نگه نمي دارد.
سالهاست که مادر بزرگم ديگر نان نمي پزد، تنورش ديگر داغ نيست، داغ هم نمي شود انگار، تنور بي هيمه داغ نمي شود.
پس فردا تنور داغ مي خواهند، من هيمه اين تنور نخواهم بود،
شما چه طور؟
باقي بقايتان

