سلام
این پست باید با سلام آغاز می شد.
نبودن این چند وقته ام شاید دلایل بسیار زیادی داشته باشد اما این مشکل من است و شما حق دارید
از دستم ناراحت باشید. من حق را تمام و کمال به شما می دهم.
این از این
اما بعدش
باور بفرمائید نبودن کنار شما دوستان عزیز برای من خود، عذابی الیم است.
این روزها ، به قول بانو: درس، بچه، کار، زندگی، دوستان واقعی و مجازی( البته فقط دنیا های دوستانم واقعی و مجازی است، هر دو گروه برای من واقعی و دوست داشتنی اند)، همه و همه دست به دست هم داده اند تا من بدقول ترین آدم دنیا باشم( این روزها را می گویم)
راست می گوید این آناهیتا خانم، کسی که نمی نویسد، تعویض قالبش برای چیست؟
راستش می خواستم یک عکس روی وبلاگم بگذارم، قالبم راه نمی داد، قالب را که عوض کردم، دیدم، این یکی هم راه نمی دهد. ( عکس خودم بود، میزان خود شیفتگی ام را در این روزها می بینید؟)
این روزها اتفاقات زیادی افتاده که هر کدامش یک پست می شود، خدایا برسان یک وقت آزاد، نمی رسانی، این ADSL شرکت را وصل کن.
از همه دوستان عزیز عذر تقصیر دارم، همین روزها بر می گردم.
با تشکر از برادر عزیزم حامد که زحمت ارسال این پست را کشیده است.
باقی بقایتان


