تبليغاتX
آريو برزن

SOOTTAK.blogfa.com .................. a_ghavam@yahoo.com

::.. گورکن روزی صد تومن ..::

صفحه نخست

خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385


آرشیو موضوعی

داستان کوتاه
ماترک

پیوندها

آلما خانوم جان
خرمگس خاتون
خوابگرد
هفتان
منيرو رواني پور
وب نوشت
ناز خاتون
شبنم طلوعي
نيک آهنگ کوثر
کتابلاگ
شيرين عبادي
انتشارات ققنوس
بنياد گلشيري
مکتوب
سيد مصطفي تاج زاده
مسعود بهنود
بهار
آناهيتا
فرجام
رستاخيز خيال
عينالي
روزگار سياه
لي لي حوضک
منطقه امن
شراگيم
آينده
کامران نجف زاده
شيون فومني
کانون زنان
ساز خاموش
شهروند امروز
قصه هاي عامه پسند
مازيار
بانوي مهر افاضات مي فرمايند

.

 
 

جانمان در رفت از بس که به اين صفحه ۱۵ اينچي مانيتورمان چشم دوختيم و حرفي ، کلامي، داستاني از ذهنمان تراوش نکرد. مي گويند باعث و بانيش اين سرب موجود در هواي تهران است ما هم قبول مي کنيم ديگر، يعني اگر قبول نکنيم چه کار کنيم، در صورت دوم بايد خنگ و گول شدن خودمان را باور کنيم که اين يکي اصلن در فرهنگ واژه هايمان نمي گنجد، يعني بايد باور کنيم  ما، که روزگاري براي خودمان کسي بوديم و همه دور و بري ها(حداقل) ازمان حرف شنوي بسيار داشته اند، حالا ديگر چونان دراز گوشي به گل نشسته ايم؟ ما که هنوز ديپلمان را نگرفته، ميانجي تمام دعواهاي خانوادگي دور و بريان بوديم و حلال مشکلات ريز و درشت دوستان و هر وقت اراده مي کرديم،شعري ، داستاني، رماني(حالا از نوع فهيمه رحيمي و دانيل استيل و يا غير) قلپ قلپ از دورنمان تراوش مي کرد، حالا بايد ساعتها بنشينيم و چشم بدوزيم به اين صفحه پر از نقطه و هيچ نتراوشد ازمان؟

آي سرب

آي سرب، خدا بگويم با تو چه کند که اينگونه گيج و آسيمه سرمان کردي.اگر تو نبودي ، ما حداقل پخي شده بوديم، نه اينکه همان آقائي که بوديم، باقي مانده باشيم.

باقي بقايتان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 12:5  توسط عليرضا   | 

 

سلام

راستش قبل از نو شدن سال خیلی زور زدم یک پست بهاریه داشته باشم نشد دیگه. تبریک گفتن خیلی خوبه دوستش دارم ولی نشد دیگه.

امروز اومدم شرکت. راستش به دو دلیل خیلی حالم خوب شد. اولش اینکه دو تا کامنت خصوصی از مریم بانو داشتم که اشک به چشمام آورد اما تصدیق بفرمائید که نمی تونم براتون تعریفش کنم حریم خصوصی دیگه. و دومش هم اینکه برادرم حامد یه رادیوی اینتر نتی راه انداخته. من خوشم اومد  و دلم نیومد بهتون معرفیش نکنم خب می فهمید که این یکی جزو حریم خصوصی نیست و میشه ازش براتون تعریف کنم. خودتون گوش کنید.مدیوم رادیو رو میشناسند و امید وارم که بتونن به همین خوبی ادامش بدن.خودتون گوش کنید..

سالی پر از آرامش و سلامتی براتون آرزو می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 9:39  توسط عليرضا   | 

 

© کلیه حقوق این وبلاگ (طراحی و ....) متعلق به وبلاگ سوتک دات بلاگفا دات کام می باشد .