چه حالی بهتون دست میده اگه وقتی فکر می کنید شبیه رابرت دو نیرو هستید، یکی پیدا بشه و بهتون بگه: ببخشید شما این بازیگره چی بود اسمش، تک زبونمه ها، بابا همین که تو این سریال چهارخونه است دیگه.
میتونید بگید: نه من جواد رضویان نیستم.
حالا اگه اون مشتاق تلویزیون شما رو با مامان شکوه اشتباه گرفته باشه چی؟
حتمن می گید: بابا یارو گیج می زدا، من کجام شبیه شکوهه؟
خیلی مطمئن نباشید، به جای یارو یه خورده هم به خودتون شک کنید.
البته برای من که تا به حال همچین اتفاقی نیفتاده، بابا عزیزان فیلم ساز این دور و برها، یه نقش کوتاه هم به من بدید، آرزو به دل از دنیا میرما، نقش اون دیواره رو هم بازی می کنم، اصلن هر چی بود دیگه، طلب بابامون که نیست، لطف شماست، هر چی بیشتر بهتر، طول زمان دیده شدنمون هر چی بیشتر باشه بهتره، عرض نقش و بی خیال، طولشو بچسب، راستی بچه کف بازارم، سرمم تو حساب کتابه، حق شمام می رسه، معروف بشم از همون اولین مصاحبه میگم شما منو کشف کردید، البته می دونم بی مایه فطیره، اونم هستم، یه دو تا کار بهم بدید، همون احساس رابرت دو نیرو یی بهم دست میده خفن انگیز ناک. ببین قول می دم حال اون یارو رو هم که بهم گفت مامان شکوه نگیرم.
باقی بقایتان


