تبليغاتX
آريو برزن

SOOTTAK.blogfa.com .................. a_ghavam@yahoo.com

::.. گورکن روزی صد تومن ..::

صفحه نخست

مهر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385


آرشیو موضوعی

داستان کوتاه
ماترک

پیوندها

آلما خانوم جان
خرمگس خاتون
خوابگرد
هفتان
منيرو رواني پور
وب نوشت
ناز خاتون
شبنم طلوعي
نيک آهنگ کوثر
کتابلاگ
شيرين عبادي
انتشارات ققنوس
بنياد گلشيري
مکتوب
سيد مصطفي تاج زاده
مسعود بهنود
بهار
آناهيتا
فرجام
رستاخيز خيال
عينالي
روزگار سياه
لي لي حوضک
منطقه امن
شراگيم
آينده
کامران نجف زاده
شيون فومني
کانون زنان
ساز خاموش
شهروند امروز
قصه هاي عامه پسند
مازيار
بانوي مهر افاضات مي فرمايند

.

 
 

من نمی دانم چرا باید ته دلم اینجوری غنج بزند، وقتی که شهیدی فر برنامه مردم ایران سلام، حقوق اولیه فرهنگی ام را با یک نماینده مجلس در میان می گذارد.

اینکه وضعیت بودجه فرهنگی امان اسفناک است، اینکه چند صدایی در حوزه فرهنگ دولتی سردرگم که نه، بی سر و سامانمان می کند. یادعلی امان طعم دوری می کشد و زجر زندان، و بعضی دیگر رنج نگفتن و ننوشتن و نخواندن( که خود دردی است گاهی الیم تر از زجری که زندان می دهد).

دیده ام که ارشاد کتاب یکی از دوستانم را به خاطر تکرار دوباره کلمه ،گه، و چند ایراد دیگر از همین دست

رد کرده است، نشر پنجره و نیلوفر و ثالث و ... هم که غیر خودی اند.

درد اصلی اینجاست که در بین اینطرفی ها هم، خود سانسوری رواج یافته و بیداد می کند.

سال ۸۴ این داستان مریم بانو  جزو کاندید های دریافت جایزه صادق هدایت بود، اما جایزه رفت طرف دیگری. دلیلش را شما بخوانید و به من هم بگویید.

مصداق ها بسیارند و حوصله نمانده، شاید وقتی دیگر.

باقی بقایتان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 9:32  توسط عليرضا   | 

 

سلام

این پست باید با سلام آغاز می شد.

نبودن این چند وقته ام شاید دلایل بسیار زیادی داشته باشد اما این مشکل من است و شما حق دارید

از دستم ناراحت باشید. من حق را تمام و کمال به شما می دهم.

این از این

اما بعدش

باور بفرمائید نبودن کنار شما دوستان عزیز برای من خود، عذابی الیم است.

این روزها ، به قول بانو: درس، بچه، کار، زندگی، دوستان واقعی و مجازی( البته فقط دنیا های دوستانم واقعی و مجازی است، هر دو گروه برای من واقعی و دوست داشتنی اند)، همه و همه دست به دست هم داده اند تا من بدقول ترین آدم دنیا باشم( این روزها را می گویم)

راست می گوید این آناهیتا خانم، کسی که نمی نویسد، تعویض قالبش برای چیست؟

راستش می خواستم یک عکس روی وبلاگم بگذارم، قالبم راه نمی داد، قالب را که عوض کردم، دیدم، این یکی هم راه نمی دهد. ( عکس خودم بود، میزان خود شیفتگی ام را در این روزها می بینید؟)

این روزها اتفاقات زیادی افتاده که هر کدامش یک پست می شود، خدایا برسان یک وقت آزاد، نمی رسانی، این  ADSL شرکت را وصل کن.

از همه دوستان عزیز عذر تقصیر دارم، همین روزها بر می گردم.

با تشکر از برادر عزیزم حامد که زحمت ارسال این پست را کشیده است.

باقی بقایتان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 8:19  توسط عليرضا   | 

 

پدر این بی اینتر نتی به خاطر جابجائی بسوزد، از تمام دوستان عزیز که در مدت غیبت صغرای اینجانب فراموشم نکرده اند ممنونم. امیدم پیوند این صغرا به کبرای عظیمی است، اما می ترسم به جرم همجنس بازی(صغرا و کبرا را می گویم)بگیرندشان و ما بشویم باعث و بانی بدبختی این صغرا و کبرای بدبخت به زمین گرم خورده. می دانید که ما در ایران همجنس باز نداریم، حتا هم جنس خواه هم نداریم، اصلن هم جنس نداریم، هر چه هست اینجا بدجنس است و جنس خراب است و ... .

به این آلما خانوم جانمان هم که می گوییم : کی جنسش خرابه؟ یکی در میان می گوید بابا. آن یکی در میانش را هم می گوید: آلما. آش شوری است، دخترک ما هم می داند جنس های خراب اینجا بیشتر پیدا می شود.

اما بعد

جناب رحمان طلب: هنوز میلم را باز نکرده ام، اما اینکار را می کنم و حتمن مزاحمتان می شوم.

حسین پور ستار عزیز: در به در آپارتمانم، اما مثل اینکه دارد فرجی می شود، اگر کیفیت داشت خبرتان می کنم.

دیگر اینکه

باقی بقایتان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:18  توسط عليرضا   | 

 

© کلیه حقوق این وبلاگ (طراحی و ....) متعلق به وبلاگ سوتک دات بلاگفا دات کام می باشد .